شعر نمی گوییم همیشه فکر میکنم فاصله ام تا خوشبختی ویا مرگ فقط یک قدمست و من در این بین زندگی می کنم
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر ۱۳۹۰ ساعت 15:38 توسط payam.m
|
روزگار همچون گله ای وحشی بر این دونیا می تازد و کسانی را که به دست او خود را نسپارند به زیر می کشد و آنها را در زیر پای خود لحه می کند اما کسانی که با زمانه هم راه می شوند موجودیتشان را از دست می دهند به رنگ محیط در می آیند تا جایی که دیگر نمی شود آنها را از محیط اطرافشان تشخیص داد.محیطی که خود عامل تمامی این درد هاست.